Petro asia

Petro asia Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from Petro asia, تهران, Tehran.

آن نقطه سبز دو‌ماه دیگه میزبان جام جهانی فوتباله ! آن نارنجیه هم علاوه بر زنان ، ورود مردان هم دیگه به ورزشگاه ممنوع شده...
16/08/2022

آن نقطه سبز دو‌ماه دیگه میزبان جام جهانی فوتباله ! آن نارنجیه هم علاوه بر زنان ، ورود مردان هم دیگه به ورزشگاه ممنوع شده ! برگزاری بازی بدون تماشاگر !!!
آن نقطه سبزه بواسطه برگزاری جام جهانی میلیاردها دلار گردش مالی عایدش میشه !
آن نارنجیه خواهش کرده که حداقل هواپیماهاشونو بیارن داخلش پارک کنند !!!
سبزه اولویت اولش اقتصاده ! آن نارنجیه اولویتش عزاداری و گریه و زاری برای اجداد آن سبزه است . ✋✋✋

07/08/2022
27/07/2022

یه عده را خدا وقت آفرینش انگار بهشان میگه تو را آفریدم و وظیفه تو اینه که فقط مایه افتخار همه باشی .
یکی از این افراد این پرنسس خواهرزاده منه .
زیبای دایی فارغ التحصیلی ات مبارک باشه .
فقط یه سوال ؛
تو از این همه درس خوندن سیر نشدی ، خسته هم نشدی ؟
قربونت برم
برات همیشه از خداوندم سلامتی و موفقیت و عشق و شادی طلب میکنم .
دوستت دارم
❤️❤️❤️❤️❤️❤️

میگن مردادماه ماه شیرهاست ، من که چهارتا شیر دارم که عاشق تک تکشون هستم و از جون و دل دوستشون دارم . از پنجم و نهم و دو ...
23/07/2022

میگن مردادماه ماه شیرهاست ، من که چهارتا شیر دارم که عاشق تک تکشون هستم و از جون و دل دوستشون دارم .
از پنجم و نهم و دو تا بیست و هشتم .
الهی که همیشه سلامت و موفق و عاشق و شاد باشند ❤️❤️❤️❤️

برگه آزمایش تو دستاش بود و با چشمانی نگران چند برگه کاغذ را هی بالا و پایین میکرد ، هر چه بیشتر نگاه میکرد کمتر متوجه می...
23/06/2022

برگه آزمایش تو دستاش بود و با چشمانی نگران چند برگه کاغذ را هی بالا و پایین میکرد ، هر چه بیشتر نگاه میکرد کمتر متوجه میشد ، یاد حرف دکترش افتاد که گفته بود ؛
جواب آزمایشاتت را سریع بمن برسان ، تا ساعت ۴ خیلی مانده بود . آمد خانه روی مبل همیشگیش ولو شد سیگاری روشن کرد و تو دود آن انگار داشت دنبال گذشته میگشت .
چند وقتی بود که مرتب خون دماغ میشد ولی اهمیتی نمیداد. چند وقتی بود که جوش های دونه اناری در جای جای پوستش جا انداخته بود و موقع مسواک زدن از لثه هاش خون میامد ، شاید هم از ترسش اهمیت نمیداد ولی وقتی در ادرارش اولین قرمزی رنگ خون را دید واقعا ترسید …..
ترس افتادن در آغوش مرگ ….
شاید همین ترسه بود که بهش جرات داد که بلاخره بره دکتر ، و لیست بلند بالایی از آزمایشات …..
ولی حالا جواب آزمایشات دستش بود و با آنکه هیچی از آنها سردرنیاورده بود ولی یه حس خیلی بدی تمام وجودش را فرا گرفته بود ، دوست داشت از آن محیط فرار کنه ، * ولی چرا پاهاش یاریش نمیکرد *
نوبتش شد و رفت داخل ، خانم دکتر با ظاهری آراسته پشت میزش نشسته بود ، بدون هیچ مقدمه ایی برگه ها را به طرف دکتر دراز کرد . جرات نشستن نداشت انگار میخواست آماده فرار باشد ….
به صورت دکتر نگاه کرد از قیافه اش معلوم بود از نتایج بدست آمده راضی نیست ، سرش را بالا آورد و عینکش را برداشت و گفت :
بنظر من حق هر بیماریه که از وضعیت خودش کاملا اطلاع داشته باشه و شما به احتمال ۷۰ درصد مبتلا به * بیماری خونی * شده اید و برای اطمینان باید در بیمارستان بستری بشید تا بقیه آزمایشات تان آنجا انجام بشه .
دیگه چیزی نمیشنید انگار دکتر داشت پانتومیم بازی میکرد ، بدون حرفی آمد بیرون .. دنیا داشت دور سرش میچرخید ، همه‌چیز برایش گنگ و مبهم شده بود .
احساس کرد تا الان داشت در یک استخر کم عمق با ابی زلال شنا میکرد و لذت میبرد که یه دفعه یه دستی از غیب آن را انداخت وسط یه گرداب وحشتناک …..
یاد شیمی درمانی های مادرش و پدر بزرگش افتاد ، حال بدشان ، مو ریختن هایشان ، ناله هایشان ….. و در آخر بعد از کلی جنگیدن مغلوب شدن و در وسط گوری آرام گرفتند ، این دیگه چجور ارثی است که به یادگار گذاشتید . 🖤

🍃*بیایید قدری از خودمان تعریف کنیم**سلام قهرمانان بی مدال* :ما قهرمانان بی مدالی بودیم که هرگز مارا بالای سکویی نبردند و...
21/06/2022

🍃

*بیایید قدری از خودمان تعریف کنیم*

*سلام قهرمانان بی مدال* :

ما قهرمانان بی مدالی بودیم که هرگز مارا بالای سکویی نبردند و مدال افتخاری بر گردنمان نیاویختند.
کسی ما را تافته جدا بافته تربیت نکرد و تا مدرسه بدرقه نشدیم و پشت در مدرسه با ماشین به استقبالمان نیامدند.
خودمان تنها به مدرسه رفتیم و ثبت نام کردیم و آخر سال هم کارنامه گرفتیم .
در هیچ کلاس فوق برنامه ای ثبت نام نشدیم.
به کلاس موسیقی و استخرو زبان و کامپیوترو...نرفتیم.
بازیهای ما و خوشگذرانی های ما در کوچه برگزار شد.
ماهنوز با هم بازیهایمان رفیق شفیق مانده ایم.
در خانه کسی در جستجوی معدل و نمرات ما نبود و حتی بعضی از والدین نمی دانستند فرزندشان در چه پایه ای تحصیل می کند؟
هرگز از ما برای کاری نظر سنجی نشد .
ما نسلی بی توقع و پر بازده بودیم و هیچگاه بارمان را بردوش کسی تحمیل نکردیم.
کمتر خواسته ای بود که به آن برسیم و آرزوهای ما لابه لای روزهای شلوغ زندگی گم‌ شد.
ما نسلی بودیم ‌که بی سر و صدا و بی توقع و کم هزینه بزرگ شدیم و همیشه کمک حال خانواده بودیم .
عاشق شدیم.، شکست خوردیم، ازدواج هم کردیم، ولی همچنان عاشق ماندیم.
نسلی شدیم که فرزندانمان را حمایت کردیم.
کوله پشتی هایشان را بردوش گرفتیم و بدرقه شان کردیم و به استقبالشان تا مدرسه رفتیم.
فرزندانمان را غرق در مهر و مهر ورزی کردیم.‌
چندین ‌مهارت به آنها آموختیم و در کلاسهای متعدد ثبت نامشان کردیم.
ما فرزندانمان را نابغه تربیت کردیم و باز هم برای خودمان کاری نکردیم.
ما نسلی بودیم مهربان و مسئول و مهرورزی را تمام کردیم و مادران و پدرانمان رابه هر صورتی پاس داشتیم و علاوه بر بار زندگی خودمان ، آنها را نیز تا آخرین لحظه درحد توانمان حمایت کردیم.‌
راستی ما چگونه اینچنین مسئولیت پذیر شدیم؟
اینهمه مهر و مهربانی را از کجا آموختیم؟
ما نسلی بودیم که هیچکس ما را نشناخت و فرصت خاصی برای رشد ما فراهم نشد.
*چنین نسلی هرگز نخواهد آمد.!*
هیچکس ما را نابغه تربیت نکرد اما نابغه شدیم!
نابغه هستیم و مسئولیت پذیر و هنوز هم در میانسالی با شور و شوق و پر تلاش زندگی می کنیم و دنیا زیر پاهای ما می چرخد.
دلتنگ می شویم، خسته می شویم، اما نامهربان نمی شویم و مسئولیتهایمان را ترک نمی کنیم.

*درود بیکران بر ما*
دلنوشته امید
بتاریخ اولین بامداد تابستان ۱۴۰۱
ساعت ۴/۰۰ بامداد
👏👏👏

جای همگی خالی ، یه جمعه مجردی کامل با دستپخت خودم ، چه اشکالی داره که یه وقت هایی هم آدم خودش را تحویل بگیره . امید
10/06/2022

جای همگی خالی ، یه جمعه مجردی کامل با دستپخت خودم ، چه اشکالی داره که یه وقت هایی هم آدم خودش را تحویل بگیره .
امید

در این نیمه شب میخوام از یه تجربه ایم بگم و دویت دارم دوستانی که وقت میذارن و میخونن اگر نظر متفاوتی دارند حتما برام کام...
09/06/2022

در این نیمه شب میخوام از یه تجربه ایم بگم و دویت دارم دوستانی که وقت میذارن و میخونن اگر نظر متفاوتی دارند حتما برام کامنت بذارند اگر هم موافقند ، دوست داشتند لایک کنند .
اول از همه این را بگم که من یک مرد مجرد و تنها هستم که مرز۵۰ سالگی را گذراندم یعنی بیش از نیمی از سن طبیعی و سرد و گرم روزگار را هم در طول این مدت خیلی باهاش دست و پنجه نرم کردم .
در طول این مدت بیش از نیم قرن ، برای داشتن هر چیزی اول از همه رویایش را با ظریفترین و وسواسی ترین شکل در ذهن و روحم تجسم کردم و اینقدر برای خودم ساخته و پرداخته میکنم که‌مثل پرده سینما جلوی چشمام حرکت می‌کند ، و بعد توکل و نذر و نیاز و تلاش و فعالیت ، تا بلاخره بدستش میاورم ، حالا چه آن رویا کوچیک باشه چه بزرگ اصلا فرقی نمیکنه ، و در ۹۹ درصد اوقات رویاهای بزرگم خیلی راحتر از انی که فکرش را میکردم بدستم آمده و وقتی به عقب نگاه میکنم خودم هاج و واج میمونم که چجوری درست شد ، من که برای بدست آوردنش این نقشه ها را کشیده و اینقدر زمان اختصاص داده بودم ، پس چرا اینقدر راحت و زود ، و همیشه به هیچ جواب منطقی نمیرسم جز اینکه کار خداست و بس .
ولی یه نکته خیلی ظریف این وسط ها است که خیلی خیلی مهمه . وقتی شما برای هر چیزی از شام خوردن در فلان رستوران گرفته تا خرید خانه و‌ ماشین و …. رویا سازی میکنید در اکثریت اوقات شخص یا اشخاص عزیزی در آن رویای شما در کنارتان هستند ، مثلا شما میخواهید یه خانه بخرید ، اول که رویایش میخواهید کامل کنید پیش خود فرض میکنید فلان اطاق را با توجه به روحیه همسرم اینطوری طراحی میکنم و یا ان اطاق دیگر را با توجه یه روحیه دخترم اینطوری طراحی میکنم . و ایمان داشته باشید که بدون در نظر گرفتن فاکتور زمان به همان خانه با همان جزییات میرسید .
ولی بهت توصیه میکنم اگر در زمان محقق شدن ان رویا ان عزیزان به هر دلیلی در کنارت نیستند ، دست از ان رویا بکش . چون دیگر نه تنها حلاوتی برات ندارد بلکه باعث عذاب روحی ات هم میشود . ( ادامه در پایین همین پست )

ماه جوزا و دیوانگی های خودش گاهی گرمای تموز را نوید می‌دهد و گاهی نسیم بهشت پوستت را نوازش ….فضای اطاق فاطمه نورانی و بد...
28/05/2022

ماه جوزا و دیوانگی های خودش گاهی گرمای تموز را نوید می‌دهد و گاهی نسیم بهشت پوستت را نوازش ….
فضای اطاق فاطمه نورانی و بدور تخت او فرشتگان زیبا شادمان و پایکوبان منتظر بدنیا آمدن نوزادی هستند که دنیا را زیباتر کند .
ساعت دیواری شش بعدازظهر هفتم جوزا را خبر میداد و خداوند منت بر سر بشریت گذاشت و او آمد ……
به زیبایی ماه
به درخشانی خورشید
و همه خوشحال و شادمان و او گریان …..
زیباترین خواهر دنیا
در تقویم زندگی من امروز یکی از فرخنده ترین روزها ثبت شده است .
عزیزتر از جانم
« عاطفه » جان
تو تنها کسی هستی که سنگ صبور من در سخت ترین روزهایم بودی و هستی ….
خداوند را هزاران هزار بار شاکرم که خواهرانی بمن هدیه داد که یکی از یکی بهتر …..
و تو شاخص همه از زیبایی و مهربانی و رفاقت و ….
فرخنده میلادت را هزاران هزار بار تبریک میگویم .
برادرت
امید
« دنبه 😂😂😂 »

19/05/2022

بدون شرح 😂😂😂😩

Address

تهران
Tehran

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Petro asia posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Share