Motahareh Farahani

Motahareh Farahani Traveler
Passionate About Nature, Architecture & Culture
Travel Content Creator
📍Tehran, Iran

هر بار وارد خونه میشدیم، ندرا میگفت "هوووم سوییت هوم" و به نظرم این یه جمله‌ی کلیشه‌ای نیست، این تعریف دقیقی از خونه‌ی د...
17/11/2025

هر بار وارد خونه میشدیم، ندرا میگفت "هوووم سوییت هوم" و به نظرم این یه جمله‌ی کلیشه‌ای نیست، این تعریف دقیقی از خونه‌ی دوست داشتنیِ ندراست. 🏠

سال‌ها پیش یه فیلم تونسی دیده بودم که گلشیفته فراهانی توی اون بازی می‌کرد و از همون موقع دلم میخواست خونه‌های تونسی رو تجربه کنم. 

خونه‌های دو سه طبقه سفید که روح و حس و حال ویژه‌ی خودشون رو دارن. 
راه‌پله‌های باریک و روباز، زندگی روی پشت بوم‌ها، فضاهای دنج و گرم، با آدم‌های اهل معاشرت و خوش مشرب. اما راستش هیچوقت فکر نمیکردم شانس تجربه کردنش رو داشته باشم. 

وقتی ندرا برای سفرم به #تونس🇹🇳 ، من رو به خونه‌اش دعوت کرد و عکس خونه‌اش رو فرستاد، حس کردم خدا صدای دلم رو شنیده و قراره اون چیزی که دلم میخواست از تونس تجربه کنم رو بهم داده. 

و تصور من از خونه‌های تونس، دقیقا همین قابی بود که توی عکس اول می‌بینید و مطمئنم خونه‌ی ندرا یکی از نقاط پررنگ سفر تونس توی قلبم خواهد موند و احتمالا بارها وقتی توی تهران نشستم و مشغول کارم، یه لحظه تمام ذهنم پر میشه ازش و دلم برای بودن اینجا و معاشرت با ندرا و بوی بخور و طعم قهوه عربی تنگ میشه.., 🌬️

Every time we walked into the house, Nedra would say, “Hoooome sweet home,” and honestly, it never felt like a cliché to me. It’s the perfect description of Nedra’s lovely home. 🏠

Years ago, I watched a Tunisian movie with Golshifteh Farahani in it, and ever since, I’ve wanted to experience real Tunisian homes for myself.

Those white two- or three-story houses with their own unique soul and atmosphere…

The narrow open staircases, life happening on the rooftops, the warm and cozy corners, and the friendly, social people. But to be honest, I never thought I’d actually get the chance to experience it.

When Nedra invited me to stay at her place during my trip to Tunis and sent me photos of her home, it felt like God had heard my heart. It was exactly the kind of Tunisian experience I had been dreaming of.

And what I had imagined Tunisian homes to be looks exactly like what you see in the first photo. I’m sure Nedra’s home will remain one of the brightest memories of my trip to Tunisia. And I know that many times, when I’m back in Tehran working, my mind will suddenly drift back to this place—missing being here, chatting with Nedra, the smell of incense, and the taste of Arabic coffee.

مطهره‌ی  امروز، از مطهره‌ی یک ماه پیش ممنونه که با تمام شلوغی‌ها و سختی‌ها و شب‌ بیداری‌ها، باز هم پا پس نکشید و  باز هم...
16/11/2025

مطهره‌ی امروز، از مطهره‌ی یک ماه پیش ممنونه که با تمام شلوغی‌ها و سختی‌ها و شب‌ بیداری‌ها، باز هم پا پس نکشید و باز هم این سفر رو محقق کرد، تا تولدش رو در یک قاره جدید، یک کشور جدید و با دوستان جدید جشن بگیره.. 🌟

من عاشق بیرون اومدن از دایره‌ی امنم 🔥
کی میدونه سال بعد ممکنه کجا باشم؟!
به سلامتی ۳۳ سالگی 🎂
۲۵ آبان ۰۴

Thank you my dear friends .nedra and for making this happen. It means a lot to me. 🤗❤️

#تونس🇹🇳 #سفرنامه

رسیدم شهر آرتوین و گیج بودم از اینکه کجام و چه خبره! 🇹🇷عکس‌هایی که از شهر دیده بودم متفاوت از جایی بود که بهش رسیدم. رفت...
09/11/2025

رسیدم شهر آرتوین و گیج بودم از اینکه کجام و چه خبره! 🇹🇷

عکس‌هایی که از شهر دیده بودم متفاوت از جایی بود که بهش رسیدم. رفتم از چند تا راننده کامیون که کنار رودخونه نشسته بودن سوال کردم و عکس‌ها رو نشون دادم و گفتن اون نقطه بالای کوه رو میبینی؟ باید بری اونجا!

یه نگاه به نقشه کردم، یه نگاه به بالاترین نقطه‌ی کوه، گفتم بریم ببینیم چی میشه.. ⛰️

پیچ‌ها رو پشت هم رد کردم و از بین کوه و جنگل بالا رفتم و هیچ ایده‌ای نداشتم دارم کجا میرم. بجز خودم ماشین دیگه‌ای توی مسیر نبود و جاده‌ هم شبیه جاده‌های پر تردد نبود، اما چون راننده‌ها گفته بودن برو، خیالم راحت بود که مشکلی نیست. 🏞️

پیچ آخر رو رد کردم و مجسمه آتاتورک رو از دور دیدم. میگن این بزرگترین مجسمه آتاتورکه توی کل ترکیه است.

ماشین رو کنار دو تا ماشین دیگه‌ای که بودن پارک کردم و همین که در رو باز کردم و پیاده شدم، تازه فهمیدم کجا اومدم! ☀️

بالاترین نقطه تپه که یه دید کامل به اطراف داشت و شهر آرتوین روی تپه روبه‌رویی به قشنگی دیده می‌شد و سمت دیگه رودخونه و بعد هم انبوه درختای جنگل، و بالای سرم مجسمه آتاتورک. 

انقدر منظره جذابی بود توی اون ارتفاع که قدم به قدم دور زدم تا هر گوشه رو با خیال راحت ببینم و بعد از اینکه سیر شدم، راهی جنگل‌های تپه‌ی رو به رو شدم.. 🌲

#سفرنامه

هر بار سعی کردم توی سفر تنهایی که با ماشینم رفته بودم، شب توی جاده نباشم، بدتر شد! 👀اصلا انگار وقتی نیت میکنی دیر نرسی، ...
27/10/2025

هر بار سعی کردم توی سفر تنهایی که با ماشینم رفته بودم، شب توی جاده نباشم، بدتر شد! 👀

اصلا انگار وقتی نیت میکنی دیر نرسی، همه چی دست به دست هم میده تا چند ساعتی رو توی تاریکی رانندگی کنی.
اینم از همون شب‌ها بود.. 🌚

به سختی از شاوشات دل کنده بودم و به سمت دهکده‌ای که محل اقامتم بود حرکت میکردم. هیچ تصوری از جاده‌ای که در انتظارمه نداشتم و به محض ورود بهش، لبخند عمیقی زدم و گفتم قراره خوش بگذره! ✨

یه جاده‌ی باریک و پیچ در پیچ کنار رودخونه و بین کوه‌های سنگی که نمیدونستم محو زیبایی بشم یا حواسم به کامیون‌هایی که از رو به رو میان باشه! 🏞️

نزدیک غروب بود اما هوا تاریک‌تر از چیزی بود که باید باشه، چون ابر داشت کل آسمون رو فرش می‌کرد و هر لحظه استرس من رو برای موندن توی این جاده‌ی پیچ در پیچ اون هم زیر بارون بیشتر می‌کرد. 🌄

رعد و برق شروع شد و قطره‌های بارون روی شیشه میخوردن و هوا هر لحظه تاریک‌تر میشد.
نمیدونم چقدر روندم تا با ذوق رسیدم به آخرین پیچ و جاده فرعی که به دهکده می‌رسید و همون لحظه، 
برق کل منطقه رفت! ⚡
من موندم و سیاهی و بارون شدیدی که ماشین و خیابون‌ها رو میشُست و گوشیم که فقط یک درصد شارژ داشت و هتلی که پیدا نمی‌شد. 

رسیدم به محدوده هتل اما پیداش نمیکردم و تا خواستم زنگ بزنم، گوشیم خاموش شد!
بارون انقدر شدت گرفت که سیل راه افتاد و هنوز برق هم نیومده بود که بتونم ساختمون‌های رو تشخیص بدم و هتل رو پیدا کنم. 🌩️

پیاده شدم.
تا بالای مچ پا توی آب بودم و همون چند ثانیه کافی بود تا بارون کل لباس‌هام رو خیس کنه. تنها نوری که میدیدم از یه مغازه بود که دو نفر جلوش وایساده بودن. 👀

خودم رو بهش رسوندم و اطلاعات هتل رو دادم اما هیچکس نمیشناخت!
استرسم بیشتر شد که چطور هتلی که کنارشونه رو نمیشناسن و نکنه اصلا هتلی اینجا نیست و اشتباه اومدم. 🤦🏻‍♀️

برگشتم توی ماشین و نور بالا زدم بلکه بتونم اطراف رو ببینم و هتل رو پیدا کنم
و در کمال ناباوری پیدا شد! 🛌🏻

ماشین رو پارک کردم و کیفم رو برداشتم و خودم رو پرت کردم توی هتل و بلاخره بعد از چند ساعت بلاخره به آرامش رسیدم.. 🌬️

تو تجربه‌ی مشابه داشتی؟ تا حالا زیر بارون یا توی بی‌برقی جاده گیر کردی؟ 🤦🏻‍♀️

Aspendos Ancient CityAntalya, TurkeyNov 2021                                 🇹🇷    #معماری      #باستانی  #باستانشناسی  ...
02/08/2024

Aspendos Ancient City
Antalya, Turkey
Nov 2021



 
🇹🇷 #معماری #باستانی #باستانشناسی #عکاسی📷 #آنتالیا #انتالیا #تورترکیه

Aspendos Ancient CityAntalya, TurkeyNov 2021عکس اول یا عکس دوم؟!            🇹🇷              #عکاسی📷  #جهانگردی  #توریستی...
31/07/2024

Aspendos Ancient City
Antalya, Turkey
Nov 2021

عکس اول یا عکس دوم؟!

 
🇹🇷 #عکاسی📷 #جهانگردی #توریستی #جهانگرد #ترکیه🇹🇷 #سفرنامه #آنتالیا

23/07/2024
سوار دولموش شدم و بارون گرفت. به دوربینم نگاه میکردم و توی فکر بودم که چجوری توی این بارون ازش محافظت کنم که راننده جلوی...
20/07/2024

سوار دولموش شدم و بارون گرفت. به دوربینم نگاه میکردم و توی فکر بودم که چجوری توی این بارون ازش محافظت کنم که راننده جلوی یک ایستگاه نگه داشت و گفت کایاکوی.

هیچکس جز من پیاده نشد! بارون میبارید و آسمون سیاه شده بود. ساعت 11 صبح بود اما انگار 7 عصر باشه. هیچکس توی روستا نبود، پرنده پر نمی‌زد. یه دکه دیدم که درش باز بود اما چراغ‌هاش خاموش بود، سرم رو بردم داخل گفتم کسی اینجاست؟ من دنبال ورودی شهر کایاکوی‌ام. مرد جا افتاده‌ای از پشت قفسه‌ها اومد بیرون و بهم آدرس داد. مشخص بود تعجب کرده. تمام مدت تا به ورودی برسم داشت از کنار در نگاهم می‌کرد. احتمالا با خودش گفته این دیگه چه مجنونیه توی این بارون اومده اینجا!

رسیدم به ورودی و با خودم میگفتم اگه خیلی خوف داشت نرو، اشکال نداره، شهر متروکه است، نمیدونی چه خبره که.

رسیدم و با دیدن کیوسک نگهبانی و بلیط فروشی نفس راحتی کشیدم. خب پس خیلی هم بی در و پیکر نیست.. حتما بازم توریست داخله.. 
اما
نبود!
من بودم و یه شهر وسییییع و سکوت..
آروم آروم از بین دیوارهای سیمانی بالا رفتم. هم از دیدن چنین شهر عجیبی هیجان زده شده بودم، هم ته دلم استرس گرفته بودم. رسیدم به نقطه‌ای که بلاخره بخش وسیعی از شهر جلوم ظاهر شد! تا چشم کار می‌کرد دیوار خونه‌هایی که قطعا زمانی زندگی توشون جریان داشته اما الان فقط باده که بینشون میگرده و زوزه میکشه... 

منتظر بخش سوم داستان باشید.. 😉

 


#متروکه #عکاسی📷 #سفرنامه #ترکیه🇹🇷 #جهانگرد #توریستی #گردشگر #توریست #توریسم #جهانگردی

Address

Ariana

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when Motahareh Farahani posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Contact The Business

Send a message to Motahareh Farahani:

Share