02/25/2024
میلاد نور امید مبارک
(روز آمدنت)
آن روز میرسد
آن روز آمدنت
روزی که عابران خمیده
یک لحظه وقت داشته باشند
تا سربلند باشند
و آفتاب را
در آسمان ببینند
روزی که فطرت خدا
در زیر پای رهگذران پیاده رو
بر روی روزنامه نخوابد
روزی که شاعران
ناچار نیستند
در حجره های تنگ قوافی
لبخند خویش را بفروشند
پروانه های خشک شده، آن روز
از لای برگ های کتاب شعر
پرواز می کنند
روزی که روی قیمت احساس
مثل لباس صحبت نمی کنند
و خواب در دهان مسلسل ها
خمیازه می کشد
ای روزهای خوب که در راهید!
ای جاده های گمشده در مه!
ای روزهای سخت ادامه!
از پشت لحظه ها به در آیید!
ای روز آفتابی
ای مثل چشم خدا آبی!
ای روز آمدن!
ای مثل روز، آمدنت روشن!
این روزها که می گذرد، هر روز
در انتظار آمدنت هستم!
اما با من بگو که آیا، من نیز
در روزگار آمدنت هستم؟
این روزها که می گذرد، هر روز
در انتظار آمدنت هستم!
اما با من بگو که آیا، من نیز
در روزگار آمدنت هستم؟
آن روز میرسد
آن روز آمدنت
روزی که گل ها اجازه داشته باشند
هر جا که دوست داشته باشند
بشکفند
دل ها اجازه داشته باشند
هر جا نیاز داشته باشند
بشکنند
روزی که دریا و آفتاب
در انحصار چشم کسی نیست
روزی که آسمان
در حسرت ستاره نباشد
"vetr"