alikianfarid

alikianfarid Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from alikianfarid, Photographer, Tehran.

.وای از قفس‌های به هم بافته شده از غماز زنجیرهای به هم تنیده شده از اشکدستان یخ بسته در آتشوای از قلبهای کشیده بر تیغو ر...
10/02/2022

.
وای از قفس‌های به هم بافته شده از غم
از زنجیرهای به هم تنیده شده از اشک
دستان یخ بسته در آتش
وای از قلبهای کشیده بر تیغ
و رفتنهای بی‌خداحافظی
وای از آن لحظه که دریا از ساحل رفت
و دیگر رود به بستر نیامد
وای از آواز همه چلچه‌ها که در اندوه بهار خوابید
وای به من
که تو را گم کردم؟ یا که رها؟
هر چه بود منم و خالی این خاطره‌ها
حذف هزاران تصویر
از همه‌ی عمرِ به خود باقی.
📷✒️:
#عکاس #عکس #شهر #تئاترشهر #مرد #شعر #ادبیات #خود #مستند

.تو بر غریو کدام صدااینگونه بر دروازه خاکساکت مانده‌ایکه زمینشرمسار تنت به پذیرفتنت است.تو بر خاطر کدام لحظهاز بودن ایست...
05/01/2022

.
تو بر غریو کدام صدا
اینگونه بر دروازه خاک
ساکت مانده‌ای
که زمین
شرمسار تنت به پذیرفتنت است.
تو بر خاطر کدام لحظه
از بودن ایستادی
که اینگونه زیستن را به سخره گرفته‌ای.
تو در خواب کدام قصه
آمده‌ای
که راویان قصه به دور آتش
بهت کلامشان را
خاموش
بر آتش ریختند
تا زین پس
به قصه تو
کلام را گرم نگه دارند.
تو در کدام لحظه‌ی
این شهر
بر کدام خیابان
و در آسفالت سرد کدام کوچه
ساکت نشسته‌ای
که من به شوق جاری چشمانت
شهر را
ویران نامت کرده‌ام.
تو در خیال کدام لحظه
بر دروازه‌ی خاک آمده‌ای؟
✒️📷:
#عکس #عکاسی #شعر #شاعر #مرگ #ادبیات #سوگ #

.بی‌هوده از دل شوره‌یماهی‌ها برایت خواندمآنها از بحران آبچیزی نمی‌داننداز مرگ تدریجیدرکی دقیق ندارنددر همان آنْ که می‌رس...
30/12/2021

.
بی‌هوده از دل شوره‌ی
ماهی‌ها برایت خواندم
آنها از بحران آب
چیزی نمی‌دانند
از مرگ تدریجی
درکی دقیق ندارند
در همان آنْ که می‌رسد
می‌میرند
در آب غرق‌اند
آب را نمی‌بینند
ترسشان از خفه‌گی نیست
آنها تنها
بیم لحظه اسارت را دارند.
آنجا که جهانشان
کوچک می‌شود
تراکم بودنشان کنار یکدیگر
به اوج می‌رسد.
و فاصله‌ی اسارت تا مرگ
و فاصله‌ی بودنشان کنار هم
لحظه‌ی کوتاه جدایی از آب است
آبی آب را
عاشقانه نگاه می‌کنند
و اشکشان
به حجم گسترده‌ی آبی آب
اضافه می‌شود
و خفگی
با چشمان باز، فرا می‌رسد.
آگاهی
حادث می‌شود.
و ما دچار آگاهی لحظه‌ی
خفگی شده‌ایم.
و چه کوتاه است
لحظه یافتن و از دست دادن.
📷✒️:
#عکس #عکاسی #شعر #ادبیات #شاعر #دکلمه #دکلماتور #عسلویه #ماهی

.تو در ابتدای قتل من ایستاده بودیدر همان خانهکنار آخرین نگاه من از تو به شهردر آغاز سوسو زدن‌ها و دو‌دو زدن‌های چراغ‌هات...
26/12/2021

.
تو در ابتدای قتل من ایستاده بودی
در همان خانه
کنار آخرین نگاه من از تو به شهر
در آغاز سوسو زدن‌ها و دو‌دو زدن‌های چراغ‌ها
تو مرا در آغاز شب
به قتل رساندی
بر روی همان خاطره‌ی نشسته در چشمانم
در نخستین نگاه من، در تاب موهایت
آنگاه که بر گلویم
اختناقی از طلایی موهایت
فشار می‌آورد
من به جان کندن
در کنار تو، زندگی می‌کردم
من عاشق لحظه‌های قتل خود شده بودم
من
مبتلا
به آخرین تصویرهای قتل خود
در چشمانت شده بودم
یادت می‌آید
نخستین قتلت را
آنگاه
که نام مرا
بر لبانت جاری کردی
و من
پیش چشمانت، جان دادم
مبتلا به آخرین تصویرهای
قتل خود شده‌ام
به قتلگاه خود خو کرده‌ام
و به تو
که اینگونه
مرا در هر لحظه پایان می‌دهی.
📷✒️:
#عکس #عکاسی #شعر #ادبیات #دکلمه #دکلماتور #خانه #پاییز #دماوند

.به افتادگی دستانم از دستانتو آخرین نبضِ در شقیقهدر کنار انتهای‌ترین ارتعاش سوت قطار در ایستگاهو لحظه‌ی عزیمت کلاغان پای...
19/12/2021

.
به افتادگی دستانم از دستانت
و آخرین نبضِ در شقیقه
در کنار انتهای‌ترین ارتعاش سوت قطار در ایستگاه
و لحظه‌ی عزیمت کلاغان پاییزی از چنار روبروی خانه
حوالی همین تصویر‌ها ظهور کرده در ذهنم
پهلوی قایق‌های به ساحل زنجیر
میان کشاکش ماندن و رفتن برگ از درخت
کنار مردن آهسته‌ی زمین
به روزم در خیالی ظهور کن
و بر اجتناب من از چشمانت پایان ده
بر راه آبشار موهایت
کوچم را پایان ده
و مرا به سرزمین تنت یکجا نشین کن
که زایش جهان از سرزمینهای تنت آغاز شد
📷✒️:
#عکس #عکاسی #شعر #ادبیات #پرنده #آسمان #دکلمه #دکلماتور

.جهان بر رفتن‌های ناگزیر بنا شده استبر کوچ‌های اجباریوغیبت‌های بی‌خبربر رفتن‌ها به وقت نخواستنو ماندن‌های از خیال رفتهبه...
12/12/2021

.
جهان بر رفتن‌های ناگزیر
بنا شده است
بر کوچ‌های اجباری
و
غیبت‌های بی‌خبر
بر رفتن‌ها به وقت نخواستن
و ماندن‌های از خیال رفته
به وقت بودن.
دیگر در ماندن‌ها
قراری نیست
اما ما همچنان
سوگوار قرار دلمان هستیم.
📷✒️:
#عکس #عکاسی #شعر #شاعر #ادبیات #دکلمه #دکلماتور #بندرانزلی #دریا

.در انتهای شهر ایستاده بودمدر لحظه‌ای از اکنوندر شروع همه هیچ‌ها و نیست‌های زندگیدر شکافی میان تو و بعد تودر فواصل آخرین...
05/12/2021

.
در انتهای شهر ایستاده بودم
در لحظه‌ای از اکنون
در شروع همه هیچ‌ها و نیست‌های زندگی
در شکافی میان تو
و بعد تو
در فواصل آخرین کلماتت
در جنجال آخر دستانت پیش چشمانم
من در ابتدای خواب شهر ایستاده بودم
در شروع تاریکی
به سرمای جاری شهر پیوند خورده بودم
من در شب
در میان گفتگوی طولانی قلبم
با فواره‌های چشمم
کنار رمق از دست رفته‌ی تنم
در انتهای شهر نشسته بودم
در ابتدای جهان بعد تو
📷✒️:
#عکاسی #عکس #شعر #ادبیات #خیابان #دکلماتور #شهر

.باید برای تو بخوانماز همه‌ی شعرها و داستانهای گفته شدهباید از ابتدای کلمه برایت بخوانماز آغاز مجادله‌ی کاغذ و قلمو شاید...
25/11/2021

.باید برای تو بخوانم
از همه‌ی شعرها و داستانهای گفته شده
باید از ابتدای کلمه برایت بخوانم
از آغاز مجادله‌ی کاغذ و قلم
و شاید از ابتدای خیال برایت بگویم
آنجا که شعرها و داستانها پایشان به مجادله‌ای باز نشده است
و در هیاهوی خیابان سرگردانند
تا بر خیال عابری رهگذر آیند
باید با تو شعرها را دوباره خواند
و بر خیال شاعرشان دل داد
شاید شعر تو را به ماندن در خیال شاعر آغشته کند
بیا داستانها را دوباره بخوانیم
شاید به میانه‌ی کلمات رها شده
خیالی از تو جا مانده باشد
#عکس #عکاسی #عکاس #شعر #ادبیات #دکلمه #دکلماتور #گردشگری #گیلان #اولسبلنگاه

.در میانه‌ی سرما و سوز استخوان کُششبه وقت کشمکش باران و شیشهآنگاه که پاییز سکوت زرد خود رابر خیابان یخ زده کشیده بودتو د...
18/11/2021

.
در میانه‌ی سرما و سوز استخوان کُشش
به وقت کشمکش باران و شیشه
آنگاه که پاییز سکوت زرد خود را
بر خیابان یخ زده کشیده بود
تو در خیابان ایستادی
در تلاقی نگاه من با تنت
به درنگی برایم از پاییز و سرمایش گفتی
از کشمکش بی‌دلیل باران و شیشه
تو ابتدای رفتن مانده بودی
من به رفتن غرق
پاییز فصل سفر است
به میانه‌ی هیاهوی طبیعت سرت گرم است
سرما و باران و برگ‌ریز پاییز
زمان را از تو می‌گیرد
اما پاییز نمیداند تو در چمدان و قلبت چه نگه داشته‌ای
📷✒️:
#عکس #عکاسی #عکاس #شعر #ادبیات #پاییز #طبیعت #طبیعتگردی #دکلمه

.حادثه‌ها در پی اتفاقاتی گنگدر این جغرافیا رخ می‌دهندفقدان‌های آنیماندن‌های پر مخاطرهحسرت‌های جاریرفتن‌های بی‌بازگشتما ب...
15/11/2021

.
حادثه‌ها در پی اتفاقاتی گنگ
در این جغرافیا رخ می‌دهند
فقدان‌های آنی
ماندن‌های پر مخاطره
حسرت‌های جاری
رفتن‌های بی‌بازگشت
ما به حضور حادثه در شهر عادت کرده‌ایم
به خون لخته در خیابان خیره‌ایم و
گوش‌های فریاد عابران خسته‌ایم
ما تشنج‌های مدام این پیکریم
راویان اندوه شهریم
شهری پر از خاطره و مخاطره
من بر پهنه‌ی این خاک از تو می‌نویسم
📷✒️:
#عکس #عکاس #عکاسی #آبان۹۸ #ادبیات #شعر #شاعر #کافه #دکلمه #دکلماتور

.تو با رفتنت دور نمی‌شویهمین حوالی، کنار همین خاطره‌های پاره پاره می‌مانیتو رفتنت میسر نیسترفتن قرار می‌خواهداما تو بی‌ق...
11/11/2021

.
تو با رفتنت دور نمی‌شوی
همین حوالی، کنار همین خاطره‌های پاره پاره می‌مانی
تو رفتنت میسر نیست
رفتن قرار می‌خواهد
اما تو بی‌قرار خاطره‌هایی
تو با رفتن دور نمی‌شوی
رفتن تو را هزار تکه می‌کند
و هر تکه قسمتی از من را در این شهر ویران می‌کند
تو با رفتنت ضامن هزار نارنجک را خواهی کشید
و من به هزار خاطره‌ی پاره پاره تبدیل می‌شوم
تو با رفتنت دور نمی‌شوی
فقط به عمیق‌ترین نقطه‌ی قلبم رجعت می‌کنی
و با تو جهان آمدنت را ترسیم می‌کنم
📷✒️:
#عکس #عکاس #عکاسی #پاییز #شعر #شاعر #ادبیات #تنهایی #دکلمه #دکلماتور

.من از خواب‌های ناگهان تو می‌ترسماز این رفتنهای بی خداحافظیمن از توی به ناگهان رفته می‌ترسممن از ندیدن چشمانت به وقت رفت...
28/10/2021

.
من از خواب‌های ناگهان تو می‌ترسم
از این رفتنهای بی خداحافظی
من از توی به ناگهان رفته می‌ترسم
من از ندیدن چشمانت به وقت رفتن می‌ترسم
من از قتل نابهنگام کلام بر دهانت می‌ترسم
من از دستانت که به خواب می‌روند می‌ترسم
من از این ناگهان اتفاق بر خود می‌لرزم
من از ندیدنت به وقت دیدن می‌ترسم
من از رفتنت به وقت آمدن می‌ترسم
من از محبت قبل از کندن می‌ترسم
من از اینهمه ناگهان به وقت وقوع می‌ترسم
📷✒️:
#عکس #عکاسی #عکاس #شعر #شاعر #ادبیات #دکلمه #دکلماتور #خوانش #عاشقانه

Address

Tehran

Website

Alerts

Be the first to know and let us send you an email when alikianfarid posts news and promotions. Your email address will not be used for any other purpose, and you can unsubscribe at any time.

Share

Category