25/12/2022
جايى زندگى مى كنم ، مرا نامى نيست.آدمی فانى بودم، اما ديگر نيستم. بى رحم بودم، اما حالا قابل ترحمم. براي همين مى لرزم ؛ سخن كه مى گويم، دندان هايم به هم مى خورند، اما اين از سرماى__ شب بى پايان__ نيست. بلكه از اين وحشت تحمل ناپذير است. تو چگونه آسوده خوابيده اى ؟ من از فريادهاي اين عذاب اليم آسايش ندارم.مرا يارى ديدن اين صحنه ها نيست. به پا خيز! با من به درون شب بيرونى بيا و بگذارگورها را برايت بگشايم.آيا اين منظره اى اسف بار نيست؟ __ بنگر!